سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
خود را از اندیشه ای که مایه فزونی حکمت تگردد و عبرتی که مایه حفظت شود، تهی مدار . [امام علی علیه السلام]
 
سه شنبه 86 مرداد 30 , ساعت 9:0 عصر

معرفت در دین مگه چقدر مهمه؟ شناخت خود شما و استعداد های نهفته ی در شما، به شما این احساس مسئولیت رو میده که کار کنی و تلاش کنی و نهایت بازدهی رو داشته باشی. هم توی مسائل فردی که خودت از خودت انتظار داری. هم توی مسائل خانوادگی با پدر و مادر و همسر و فرزندانت و هم توی مسائل اجتماعی و انتظاری که جامعه از تو داره. معرفت نفسی هم که منجر به معرفت پروردگار میشه هم که جداگانه بسیار مهمه.
اما معرفت در دین، جهاد در راه شناخت دینی که از پدران ما به ارث رسیده بار ها و بارها در قرآن و حدیث تاکید شده. کسی که عقل بهتری داره یعنی کسی که روی این عقل بیشتر کار کنه و استعداد های درونش رو بیشتر نمایان کنه. یاد دو تا حدیث افتادم. که فکر می کنم هر دوش از پیامبر گرامی مون حضرت محمد (صلی الله و علیه و آله و سلم) باشه.
یکی میاد پیش معصوم و عرض می کنه. یکی هست خیلی نماز می خونه و عبادت و ... بهش در جواب می فرمایند که نگاه به عقلش کنید ببینید چقدر می فهمه
الناس معادن کمعادن الذهب و الفضه [1]. مردم مثل معادت طلا و نقره هستند.
3 مرحله داری.

1- کشف و شناخت ذخایر و استعداد هات.
2- حفاری و کنکاش و استخراج
3- تصفیه و صیقل دادن جواهرات درونی ات با تزکیه و تقوای الهی

[1]. الناس معادن کمعادن الذهب و الفضة


دوشنبه 86 مرداد 29 , ساعت 10:0 عصر

یعضی ها می گن (لا یکلف الله نفسا الا وسعها) یعنی هر کسی قد ظرفیت اش تکلیف به گردنشه و خیلی خوب مفسرین ما جواب اون شبهه رو دادند که از ما می پرسند:"آخوندهای شیعه منظورشون اینه که همه ی مسیحی ها و ... جهنم می رن؟ که من در مقاله ای با عنوان آیا غیر مسلمون ها همگی جهنم میرن؟ راجع به اون نوشتم.

اما الان می خوام بگم خدایی که شما را جان داد و به قول مولوی : ... از جمادی مردم و نامی شدم. از نما مردم به حیوان سر زدم ... که سیر تکامل انسان رو یادآوری می کنه که خدا ما رو از کجا کشیده کجا برده و نتیجه می گیره که بعد از این هم مسیر تکامل ادامه داره و تا بینهایت خودش رو محدود نمیبینه (مثل بعضی ها) به شرط اینکه اعمالش هم نیکو باشه و یا اون شعر دیگه که : آن کو کشیدت اینچنین    آن سو کشاندت کهکشان ... که همین مطلب رو اشاره می کنه. و یا اینکه ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند ... توجه میده به نعمت هایی که بهش امانت دادند ...

حالا از کجا معلوم که خدا خیلی بیشتر از این از ما انتظار نداشته باشه؟ . ما ها باید هر کدوممون یه امام خمینی بشیم. (حتی بالاتر چون او قبل از خودش انقلاب نداشت و خمینی نداشت اما ما داریم) ماها باید هر کدوممون به عنوان پیروان امام صادق راه اون انوار الهی رو ادامه بدیم. اون بنده های دیگه که امام صادق رو نداشتند، چه کردند؟ ما هم باید فقط از نعمت امام صادق روز قیامت جواب بدیم. از ما خواهند پرسید که:

 تو که امام صادق رو داشتی چه کردی؟ تو که ... داشتی چه کردی؟


یکشنبه 86 مرداد 28 , ساعت 9:0 عصر

ما مگه چی داریم؟ اگه قدر خودت رو بدونی میگی خیلی چیز ها. 1- خدا داریم ... 2- اسلام داریم؟ پیامبر داریم؟ امامان معصوم داریم؟ سیره داریم؟ سنت پیامبر رو داریم؟ 3- پیروان اونها رو داریم : هزار تا عالم و عابد که راهشون رو رفتند و رسیدند رو داریم؟ حدیث هایی که از ائمه داریم. قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری.

تو خود ببین که رزگری یا گوهری و یا هیچ کدام. در داستان اون پیر فرزانه که گفت: همه رفتند در اتاق تاریک و بهشون گفتند جمع کنید و بیرون بیایید. یکی فکر کرد سنگ و ماسه و شن ریخته. یکی برداشت. دید ضرری برای دستش و پوستش نداره. همه وقتی اومدند بیرون گفتند:

ان الانسان لفی خسر. همه پشیمون بودند. چون دیدند که جواهر بوده و اونی که برنداشت که معلومه. اونی که برداشت، هم می گفت کاش بیشتر بر می داشتم.

شاه و شیخ رفتند حمام عمومی. شاه گفت: فرق من و تو چیه و توقع داشت حرف های خوب بشنوه. شیخ گفت: زمین تا آسمان زیرا من وقتی بیرون بودم تقوا و علم داشتم که الان هم همراه دارم. اما تو پول و لباس و جواهرات را بیرون گذاشتی. و ادامه داد که تابوت هم نشانه ای است برای اهل خرد و تعقل. یعنی تابوت خالی رو توش مرده میذارند و می تونستند دو تا گوشه ی مرده رو مثل دستمال بگیرند و بندازن توی قبر. اما می خوان نشانه ای باشه که هر کی دید بگه ببینید بجز تقوا و علم هیچی با خودش اون دنیا نبرد. اون هم تقوایی که بخاطر قربت الی الله و رضای خدا باشه و علمی که بهش عمل کرده باشه.


شنبه 86 مرداد 27 , ساعت 11:13 صبح

آیة الله جوادی آملی در تفسیر سوره ی ابراهیم می فرمایند: یه عده هستند و بودند که در کشوری به دور از تمدن بدون اینکه ندای توحید به اونجا برسه، زندگی کردند و از دنیا رفتند و به اصطلاح اونها دچار فقر دین بوده اند. و خداوندی که حکیم است یقینا از اونها به قدری که خوب و بد را می دانند ازشون روز قیامت انتظار داره. و حساب و کتاب و میزان اشون با ما فرق داره. (ما مگه چی داریم؟ در مقاله ای به این پرسش جواب دادم)

یه عده از بندگان خدا بودند که قبل از وجود هر پیامبری و دینی و کتابی زندگی می کردند نیز همین طور. یه عده بعد از حضرت موسی (ع) و قبل از عیسی (ع) بودند نیز باید به دین موسی(ع) روی می آورند. و اگر جزو عده ای بودند که صدای منادی دین به آنجا اصلا نرسیده هم مثل پاراگراف قبل. اما وقتی عده ای بر دین موسی(ع) بودند و پیام و ندای دین عیسی(ع) را شنیدند و ایمان نیاورند، حتما مجازات می شوند.

همین طور کسی که مفهوم دین را فهمید و پیامبر را درک کرد و مفهوم رسالت را در زندگی خودش یافت و وقتی پیامبری دیگر آمد و به دین او و جواب به ندای هل من ناصر ینصرنی او پاسخ نداد، مشکل پیدا می کند.

پس ببینید چقدر موضوع معرفت به دین مهم است. در مقاله ای با عنوان معرفت در دین مگه چقدر مهمه؟ در این مورد بحث کردم.


پنج شنبه 86 مرداد 25 , ساعت 8:0 عصر

سایت خرد گرایی که بسیار فعال است و به امر شبهه افکنی و نشان دادن راه خدا، نیست. با مقاله ای با اسم مذکور در عنوان همین یادداشت و با یو.آر.ال کیو15 که گویا سوال 15 باشد که در قسمت اف.ای.کیو یا همان سوالاتی که مکرر پرسیده می شود درج کرده که:

هرچند خداپرستان هنوز سر این موضوع گیج هستند که بالاخره خدا جسم دارد یا ندارد

این حرف، غلط است. هیچ یک از علمای شیعه به عنوان تنها پرچم داران کنونی اسلام در دنیا (که برنامه ای برای دنیا برای استقلال و عزت مسلمین دارند) بر این عقیده نیستند که خداوند ماده است و با چشم دیده می شود. خدا اگر ماده باشد باید تابع قوانین ماده باشد و عمر داشته باشد و فرسوده شود. اما خدا عالم ماده را آفرید و خلق کرد و ماده خود مخلوق خداست.

برخی معتقدند، برای اینکه بگوییم چیزی وجود دارد باید برای آن دلیلی داشته باشیم.

اصلا به طور کلی کسی که خدا را رد می کند و کافر بر وجود خدا می شود فرقی نمی کند که سواد دارند یا خیر. فلسفه می داند یا نه !!! بلکه به نظر ما (مسلمانان که می توانند کافران به آن کمی فکر کنند) همه انسان ها قدرت و فطرتی دارند (که خدا به ایشان داده است) که فرای اینکه افراد و انسان ها ریاضی میفهمید یا نه و یا اینکه آی.کیو ی ایشان چقدر است، قادر به درک نظام کلی آفرینش و نشانه های خداوند و ایمان به ادیان الهی و پیدا کردن حقیقت دارند. این قدرت، به همه داده شده است، این قسمت و به قول طبیعت گراها "شانس" (که کاملا کلمه غیر دینی است و آیت الله جوادی آملی بار ها با اشتباه بودن استفاده ی آن تاکید کرده اند) برای هدف آفرینش و به قول ما دانشگاهی ها معیار سنجش امتحان اصلی خداوند، برای همه یکسان است. زیرا کم داد اگر نگیرد افزون. (لا نکلف نفسا الا وسعها)


شنبه 86 مرداد 20 , ساعت 9:0 عصر

امام خمینی در سخنرانی ای که در سی.دی های سخنرانی ایشان با نام تفسیر سوره علق می توانید بیابید می فرماید:
همینکه انسان در رندگی زمینی بماند و از مرحله ی خاک بالاتر نرود ، همان جهنم است. من بعضی موقع ها به دوستان خود می گویم: در طول ده سال خاطرات خیلی بد خود را یادداشت کنید و در آنها کند و کاو کنید ببینید که جهنمی ترین لحظاتی که از دست خودتان عصبانی می شوید و می گویید کاش این کار را نکرده بودم کدام حالت است. من این کار را کردم و در مقاله ای با عنوان
جهنمی ترین لحظات زندگی ام نوشته ام. نتیجه ی اون بحث اینه که شما از انتظار معقولی که مادرتون داره و شما خودتون رو متعهد به احترام به او می دونید و حالا نتونستید به هر دلیل موجه یا غیر موجهی اون رو عملی کنید، چقدر بخاطر اون انتظار زندگی شما به هم میریزه. حالا تصور کنید که خدای این عالم که رضایت یا غضب او تا روزی که به ما مهلت داده شده و در این دنیا هویدا نیست، بر ما در عالمی دیگر که پرده ها فرو می افتد و پنهان و پشت پرده برای ما هویدا می شود ما بفهمیم که خدا ازما ناراضی است. و همه رفتند و ما مانده ایم در زمین . همه به لقای پروردگار پیوسته اند و ما هنوز در مراحل صعودی آفرینش خودمان در مرخله ی پست خاک مانده ایم. چه حالی دارید. اگر انسان آینده نگری باشید و خیلی برای دنیای مادی تان ارزش قائلید به شما بگویم توجه به خدا و اسلام فقط سود برای شخص شما دارد . اگر مسلمان شدید و کسی (به غیر از شما از اسلامی بودنتان و یا مسلمان بودنتان سود جست بجز اینکه شما سلامت اخلاقی پیدا می کنید و دیگران هم سلامة پیدا می کنند از گزند شما) اگر از لحاظ مادی کسی خواست عدالت را در حق شما رعایت نکند، اونوقت خودتان تصمیم بگیرید.

من یک مثال می زنم، و آن اینکه به این جمله از شاعر بزرگ دقت کنید

. (سرچ کنید "جایگاه شریعت در قلمرو عرفان")

چنان‌که مولوی نیز حرکت انسان را از جمادی تا نباتی و از آن‌جا تا حیوان و انسان و از آن‌جا تا مرگ مطرح کرده، پس از مرگ هم این حرکت را ادامه می‌دهد:

از جمادی مردم و نامی شدم       وز نما مردم به حیوان سر زدم

مردم از حیوانی و آدم شدم          چه ترسم؟ کی ز مردن کم شدم

حمله‌ای دیگر بمیرم از بشر           تـا بـر آرم از مـلایـک بـال و پـر

بار دیگر از ملک قربان شوم           آن چـه انـدر وهـم نـاید آن شـوم

بار دیگر بایدم جستن ز جو            کـلّ شـیء هـالـک الـّا وجـهـه

و چون حرکت و راه ادامه دارد، سالک از عمل بی‌نیاز نخواهد بود و طبعاً هر چه درجه و مقام بالاتر باشد، عبادت و پرستش بیشتر و کامل‌تر خواهد بود.

آن کو کشیدم اینچنین      آن سو کشاندم کشکشان

آن کو کشیدم اینچنین      آن سو کشاندم کهکشان

حال اگر کسی کشکشان برود باید سختی دوری و عذاب اینکه در خاک بوده و همه ی غافله رفته اند و او جا مانده را بکشد باید با اینکه تنهاست و کاری را که سال ها قبل می توانست با غافله انجام دهد را تنهایی و مشقت و دوری انجام دهد و آن سرعت و شتاب لازم و انگیزه ی لازم را ندارد.

پس بنابراین شما خودتان را جای یک فرد عقب افتاده از غافله بگذارید که بار شتران را ندارد و خیلی چیز های دیگه که تو سفر معمولا همراهان همراهشون هست و حالا او از این نعمت ها محروم است.

راه است و چاه است و دیده ی بینا و آفتاب بگذار تا بیافتد و بیند سزای خویش

من خود این نکته بگفتم خواه پند گیر خواه ملال

من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم ، تو خواه پند گیر و خواه ملال


جمعه 86 مرداد 19 , ساعت 9:0 عصر

من بعضی موقع ها به دوستان خود می گویم: در طول ده سال خاطرات خیلی بد خود را یادداشت کنید و در آنها کند و کاو کنید ببینید که جهنمی ترین لحظاتی که از دست خودتان عصبانی می شوید و می گویید کاش این کار را نکرده بودم کدام حالت است. من این کار را کردم و در مقاله ای با عنوان جهنمی ترین لحظات زندگی ام نوشته ام.

وقتی انسان در بدترین شرایط، از مساله ای ناراضی است و اعصابش رو موضوعاتی خورد می کنه، در طول عمر خودش آن مسائل رو و همه ی دلایلی که به ذهنش می رسه را یادداشت کند. حتی اگر قبول ندارد که این دلیل را می تواند به عنوان عامل بروز آن مطلب باشد و نتواند آن را به خود بقبولاند. بعد از 10 سال همه ی آنها را بررسی کند و ببیند که جهنمی ترین و اعصاب داغون کننده ترین موضوع چی بوده؟ من این کار رو کردم و دیدم وقتی که یکی از دست من عصبانیه و یا ناراحته و من احتمال خیلی کم می دم که، اون طرف اصلا از دست من ناراحت هست یا نه !!! ولی با این همه من فکر می کردم که او بخاطر کاری که از من انتظار داشته و یا اگه من جای او بودم از خودم انتظار داشتم، (حتی شده که بعدا می فهمیدم اصلا او از من چنین انتظاری را ندارد.) مثلا در چنین حالت هایی بوده که من از دست معلمم فرار کردم و جلوی چشمم نرفتم و فکر کردم که چون اون سال تابستون بوده و سه ماه رفتم مسافرت و او انتظار داشته که من به او هر هفته سر بزنم سال بعد که معلم هامون عوض شده رفتم دیدم نه بابا از من چنین انتظاری نداشته و این من بودم که دنیا برام جهنم شده !!! چرا؟ چون فکر می کردم که اون از من یا رفتار من ناراضیه !!! باهاش موضوع رو در میان گذاشتم و از رفتارش فهمیدم به هیچ وجه از دست من ناراحت نبوده. در اون شرایط سخت ترین لحظات بر من گذشته. حالا این می تونه به این ربط داشته باشه که دیگران چقدر از شما انتظار دارند ( که من در مقاله ای با عنوان چقدر خدا از ما انتظار داره نوشتم)

حالا فرض کنید که این عالم یه روزی تموم بشه و پرده ها کنار بره و خیلی چیز ها هویدا بشه و من بفهمم که خدای من که من رو آفرید و همه ی آدم ها و چیز هایی که من دوستشون دارم رو او برای من آفریده و از من ناراضیه. و حتی غضب ناک. همون آتش و همون جهنم رو حس می کنم. دستورات خدا همه تا بحال به نفع من بوده و بجای اینکه من اون کار هایی رو که نباید انجام بدهم رو انجام بدم و گرفتار عاقبت مثلا دروغ گویی بشم چند صباحی به خدا فکر کردم و در خودم دروغ گویی رو از بین بردم. و یواش یواش رذایل اخلاقی دیگری رو در خودم ریشه کن کردم. بجای اینکه چه در این دنیا چه در آخرت بخواهم اونها را در شرایطی سخت تر که غافله ی دنیا رفته و من می خوام خودم رو به اون با سختی چند میلیون برابر برسونم‍، کسب کردم. به قول یه کسی یه حلال بودی هم بیشتر چقدر کارمون رو در اون دنیا آسون تر می کنه.


سه شنبه 86 مرداد 2 , ساعت 3:54 عصر

ما دلسوزانه هر چه می دانیم به هم گوشزد کنیم و چه اشکالی دارد که خودمان را دریغ نکنیم و خودمان را از رازی که شاید در لحظه ای از دوستی به ما برسد و ناجی ما بشود محروم نکنیم.
البته انسان ها در بسیاری از لحظات، بخاطر خیلی از مسائل اجازه نمی دهند که کسی از آنها انتقاد کند. اما وقتی شرح حال بزرگان را می خوانی میبینی ناشناس پای صحبت چوپان که نشست، توانست زمینه ی فراهم شدن درجه ای از معارف الهی را برای خود فراهم کند.
ما داریم خودمان را از چه چیز محدود می کنیم؟ همکار من شاید حرفی بزند که من از آن نتیجه بگیرم که جهاد کنم و بشکنم این طلسم تنبلی در مبارزه با تن پروری ام را.
خیلی مواقع من شمردم و دیدم نباید سیاست به خرج داد و کلاس بی خودی گذاشت. آخر وقت ما برای وعظ شنیدن انقدر زیاد نیست که بتوانیم خودمان را محدود به موقعیتی بکنیم که احادیث را برای خودمان یادآوری کنیم شاید کسی با گوشزد کردنش ما را یاد پندی از پیامبر انداخت و توانستیم فقط توفیق کار کردن برای از بین بردن یک رذیله اخلاقی رو پیدا کنیم و حتی اگر نتوانیم
اما بستن راه های ورودی نجات کار بسیار دیوانه واری است مخصوصا در این عمر اندک


دوشنبه 86 تیر 11 , ساعت 3:56 عصر

چون دین اسلام طول و عرض و ارتفاعی نامحدود داره و باید درک عمیقی از اون داشته باشی تا بفهمیش. اسلام دین جستجوگر برای جستجو گرانی است که  با سعه صدر و صبور باشند و فحاشان و هتاکان. شما اگر به درک درستی از دین برسید و یا از اول تصمیم بگیرید خوب خدا رو بشناسید با هر نفس به یاد او هستید و کسی که با هر نفس به یاد خداست هیچ وقت رفتار بد ازش سر نمیزنه آخه خدا همه ی بندگانش رو دوست داره .... تو رو هم دوست داره و اگه کسی به تو توهین کنه و تو از حقیقت (فرضا دین اونی که به تو توهین کرده) بدت بیاد ممکنه تو رو دیگه تا ابد از حقیقت دور کنه و خدا خوشش نمی آد که بنده ای که شانس نجات و برگشت به سوی او رو داشته دیگری (هر چقدر هم که نزدیک به خدا باشه)  ازش بگیره. البته این رو بدون که بنده ای که واقعا قلبش مملو از عشق خدا باشه همه ی بندگان خدا رو معشوق و عابد بالقوه می بینه و حدس میزنه که اگر دیگر بنده ها یه روزی توبه کنند چه بسا مقامشمون از او بالاتر بره, و اون موقع بی ادبی او به منزله بی ادبی به بنده ی صالح خداست و بنده ی نیکوکار خدا به منزله ی ائمه و ائمه به منزله ی پیامبر و پیامبر به منزله ی بی احترامی به پروردگار عالمه.
اگر رفتار خوب ازت میدیدم مسیحی می شدم|؟! نه. اما با این همه رفتار خوب ملاک من نیست و با دقت همه مقاله هات رو خواهم خواند. نظرات همه ی انسان های محقق هر چند که با شخص من بد باشه اما ممکنه راه نجاتی برای من باشه که از اون بیشتر به صلاح منه و مهم تره. . ممکنه همون راه رسیدن من به خدا باشه

وین راه را نهایت صورت کجا توان بست                        کز صد هزار منزل بیش است در بدایت

ما گر،فتار دنیا، رفت این کجاوه هوشیار                       کز تو شجاع تر بــــــــود، قمّار باز خمّار

این مائیم که باز هم می دونیم و خوابیم. خودمون رو گرفتار دنیای مادون دنی شدیم و از این فرصت ها بجای پرواز داریم استراحت می کنیم و وسیله استراحت ابدی واسه خودمون جایی فراهم می کنیم که چند روزی این مرکب مسخر ماست و ... به قول اون استاد که می گفت : به ما یه ماشین دادند و گفتند برو زیارت پیامبر خدا ما سوار ماشین شدیم گرفتار مارک بنز شدیم و شدیم دزد.


پنج شنبه 86 تیر 7 , ساعت 3:12 عصر

همه ی این راز ها در این است که ما ممتحُن هستیم. توی دنیایی که فقط ظرف مکانی امتحانه و روز هایی که ظرف زمانی همین امتحانه. اما توی ذهنم این داستان اومد که پدری در حال الک کردن یه کوه سنگ باشه و سنگ ریز تر ارزش بیشتری داشته باشه. ما می دونیم که بالاخره تا یه روزی این عالم عمر داره. یا عمر خودمون رو کمتر می دونیم یا بیشتر. اگه کمتر بدونیم، حتی اگه به ظاهر خیلی آدم پر تلاشی باشیم چون توی قرعه کشی ثبت نام نکردیم هیچی نمی بریم. اما اگه بگی ثبت نام توی قرعه کشی چه ربطی به نیت اعمالمون داره این رو میگم خواستی قبول کن خواستی نکن.
خدا به کسی که به نیت بهشت منعم ( دار و درخت و راحتی و نعمت و ...) تلاش کنه حتی اگه پیامبر گونه زندگی کنه به بیشتر از اون مطعم اش نمی کنه. و کسی که همه کار های نیک و خیرش رو با بهترین و ارجح ترین فلاح ها به مفلح شدن برسه چیزی میده که در محدودیت لغت اسیر و محدود نمی شه و نمیشه بیانش کرد.
به ذهنم رسید که پدری که داره الک می کنه به پسرش داره میگه سوراخ های الک ها مثل عدالت خداست. ببین چقدر منتظم و دقیقه و اندازه ی هم!
فرقی نمی کنه که تو از توی کدوم این مجراها بری اگه اهلش باشی و انقدر دلسنگ نشده باشی که بشکنی و بخاطر رضای خدا اوامر الهی رو به جون بخری و پا روی نفس ات بذاری، می تونی امید وار باشی که تا وقتی الک داره تکون می خوره و از عمرت باقی مونده جزو همون هایی باشی که زود تر الک می شوند و میروند تا مراحل بعدی ترقی و اصلاح و تزکیه رو طی کنند.
برای همینه که امام توی نوشته هاشون میگن:... ادامه ...

<      1   2   3   4   5   >>   >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ