سفارش تبلیغ
صبا
یاد خدا، لذّت دوستداران [ خدا ] است . [امام علی علیه السلام]
 
پنج شنبه 85 دی 14 , ساعت 1:3 عصر
سلام الله علی آل طه و یاسین و سلام علیکم و  شب بخیر
در مسجد بودیم. دیدم یک روحانی. از بحث بین شیعه و سنی صحبت می کنن. تجربه و شنیده ها و مباحث و کتاب ها و برنامه های ماهواره زیادی رو دز این زمینه داشتم اما در قم در این چند هفته چیزی نشنیده بودم تا .... ادامه نوشته در وبلاگ قم
پنج شنبه 85 دی 14 , ساعت 1:3 عصر

 خدا تو رو میبینه و می فهمه و ارج واسه کار هات قائله به مردم چی کار داری؟ که نمی فهمنت. درکت نمی کنن؟ به اون اصل کاری کار داشته باش.

به وبلاگم سر زدی؟ حداقل مثل داستان شازده کوچولو بخونش و فکر کن یه شخصیت داستانی بوده. تو که ??? صفحه رو ??? صفحه رو تو ?? دقیقه می خونی؟! ? صفحه عروض ما رو هم بخون. تو انگار همیشه با اونها (رمان ها) راحت تری تا واقعیتها (فرآن و ... حقیقت ها )؟!!! حالا می فهمم چرا امامان ما علیه السلام می گفتن اگر حرف های حقیقی که ما نزدیم بهتون بزنیم کافر میشین. اگر راجع به قضا و قدر حرف بزنیم. تجمل ندارین. خب جوابش معلومه چون تحمل نداریم. (مثال: همین جا.)

گوش میدیم و اگر هم بفهمیم? ثمرش اینه که سرمون رو تکون می دیم و تازه خیلی وارسته باشیم اشتباهمون رو قبول می کنیم و از فردا صبح برای جبرانش به قرآن و نماز مشغول میشیم.(که تازه نقطه سر خطیم) تازه اول کار هستیم

و

بدان که واسه شازده کوچولو این مهم نیست که فقط بخونیمش و دنبالش بریم و باهاش همسفر بشیم توی کره و سیارات. اون می خواد بهت بگه: ؛مسافر باش؛. اگر با ما هم همراه? نبودی یا بودی? برای اصل هدف خلقت فرقی نمی کنه. ما هم راضی هستیم به حکمت خدا. حکمت خدا اینه که ما بندگیش رو بکنیم.(حالا کنار همنشد جدا جدا) حالا جای درست رو نشونه گرفتیم? به هدق برسیم یا نه? نباید مهم باشه? قرآن میگه شما به وظیفتون عمل کنید و به خدا اعتماد و توکل کنید. و لحظه ای دوباره غافل نشید و بر نگردید سر پله اولتون و دوباره از دنیا تون بت بسازید. 

هر چند که شازده کوچولو دوست داره همه همسفرش باشن? و توی این مسیر خوش و خرم از لذتی که میبره دیگران رو هم سهیم کنه? اما? اما فهمیده که تنهایی خلق شده و تنها باید همسفر جاده های معرفت خدا باشه.

اما فهمیده که باید قدم اول این باشه که فقط خدا باشه و خودش. تا اینکه توی قدم های بعدی به قول حافظ

بفهمیم که: میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست 

     تو خود? حجاب خودی? حافظ از میان برخیز

 آیا موفق میشه یا نه و یه روزی خلبان واسش میفرستن? توی یه دشت بزرگی? که کشفش کنه و به گوهر طلایی و با ارزش وجودش، پی ببره یا نه؟ واسش مهم نیست !!! و باید مهم این باشه (هم واسه تو هم واسه اوون) که خدا تو رو میبینه و می فهمه و ارج واسه کار هات و ارزش هات قائله.

شبی چهل و پنج دقیقه ای هم ما رو بخونی راضی هستیم. (چه رمان ما رو چه کتاب خدا رو)

این چیزی که نوشتی? میتونه شعر یه موسیقی باشه. مثلا سبک راک. از نوع نا امیدی و ترس و وحشت. دنیای مادی و بدون وجود خدا است، که فقط از خدا، اسم خدا هست و اعمال رو هیچ "آزاده ای" نمی تونه با دین و مذهب تطبیق بده.
تو به خدا و حرف زدن با اون احتیاج داری. هر چند که فقط مهندس صفری نیست که احتیاج داره به نماز و راز و نیا
ز داره. همه. فطرت همه ما نیاز داره که تازه بجز 17 رکعت اجباری? و 30 روز روزه گرفتن، ماه رمضون،( واجب? تکلیف? حتی خشک ) و -هر چی که می خواین اسمشو بذارین- از روی عادت و هر چند ابتدائشه? به درد نخور. اما یه وقتایی ماها، حتی نیاز داریم که نیمه های شب هم پاشیم و وضو بگیریم و حتی از خوابمون هم بزنیم. (چقدر بهت گفتم و گوش ندادی. باز هم میگم. ماز شب حتی یه رکعت!!!) و اون رو ستایش کنیم (واسه نماز صبح پاشدن که حرجی نیست) که تشکر کنیم که آرامش رو در زندگی مون دمیده. مثل معشوقه که حاضری دل شب از پشت تلفن? فقط واسه اینکه دلش گرفته? ساعت ها به چرت و پرت هاش گوش بدی? (جایگزین کن) بعدش می فهمی که همه گذشتت رو با کارهات تباه کردی. بعدا می فهمی که عمرت رو داشتی هدر میدادی در غفلت. البته انسان همش نسبت به عالم حضور در غفلته اما ....

تنزیهش کنیم. کنار اون کسی رو قرار ندیم. اسم کس دیگه ای رونیاریم. فقط بگیم به نام خدا. یه وقت نگیم به نام خدا و فلان بن فلان !!! به ما اجازه داده در محضر بلندش پامون رو دراز کنیم زندگی کنیم. آزادیم. به ما اجازه داده گناه کنیم و به اندازه کافی با غفلت های کوچیکمون فراموشش کردیم. دیگه بسه. اما اونه که عاشق ترین عاشق هاس و عاشقیه که اجازه داده کناراون عاشق کسی دیگر باشیم و ....


به قول امام عالم و دنیا محضر خداست. در محضر خدا معصیت نکنیم. کدوم معصیت. گناهای کبیره؟ نه بزرگترین گناه انکار کردن خداست با بی توجهی هامون با اهمیت دادن بیشتر به مادیات به جای اون. به تلویزیون بجای عبادت. به اینترنت به جای دعا. به وبلاگ هامون بجای مفاتیح و نماز و روزه های مستحبی. تازه اون موقع که همه کار های به اصطلاح صواب مفاتیح و خواندن نهج البلاغه مولی الموحدین می فهمیم و کلام خدا که قطره قطره می فهمیش بهت لذتی می ده که حاضری در دم جان بدی. مثل حمام که از وصف پرهیزگاران در محضر علی علیه آلاف التحیه و اثنا جان داد و در دم جان داد. چقدر زر زدم.

اشکال ما اینه که می خونیم? و فقط سرمون رو تکون می دیم و کف و سوت می کشیم که چه جمله های زیبایی؟! تازه اگه انقدر بفهمیم. اهل عمل هستیم؟

 


پنج شنبه 85 دی 14 , ساعت 1:3 عصر

چرا انقدر سخت جونی. نمی گم سخت جونی بده!!! میگم توی گمراهی و ضلالت به ضررته.

شیطونم همین حرفارو رد گوش کن.

هر کی اطاعتم کنه اطاعتش می کنم.

اعتماد کنید ان شاء الله راست می گیم. آقا!

آخه من به چیه تو اعتماد کنم.

اگه سر راهم قرار بگیری یا همکاری یا فامیلی یا می خوای فامیل بشی؟

هر کدوم اینها بشی که بدبختم.

بیچارم می کنی

به خاک سیاه من رو میشونی می دونی چرا؟

چون اگه شیطون نتونه از در من وارد شه از در تو وارد میشه.

منم صبرم حدی داره.

ایمانم حدی دارم

می برم (به ضمه باء)

کم میارم

قدم به قدم که باهات راه اومدم

یوهو نگاه می کنم میبینم، عوض شدم!!! دیگه اون آدم خداشناس نیستم که بخوام بیشتر بفهمم و فکر کنم و پیدا کنم.

یواش یواش به خودت میای و میبینی، جات رو تو بهشت و جهنم محاسبه می کنی.

تقریبا کار از کار گذشته حالا هر چی پایین تر بهتر.

اصلا میریم کف جهنم به قول داداش امین کلنگ میزنی !!!!

کجا؟

حواست هست داری واسه نفست جون می کنی؟

انگار به دنیا اومدی واسه اون کار کنی؟

یا باهاش مقابله کنی و اوج بگیری؟

نمی دونم. تو این مملکت شیعه اگه تا حالا این حرفا در تو اثر نکرده باشه از این به بعد هم نمی کنه.

و من ا... توفیق

سه شنبه 28 آذر : سید صابر طباطبائی یزدی فرزند جلیل

 


پنج شنبه 85 دی 14 , ساعت 1:3 عصر

سلام دوست عزیز

داشتم وبلاگ کانون جوانان رو می خوندم که خیلی وقت بود بهش سر نزده بودم.میخواستم واسه مطالبش البته نظرمو بصورت کامنت بذارم.اما ترجیح دادم برات یه میل بنویسم? که هرکدومو خودت خواستی تو کامنتا بذاری.

اشکال ما اینه که می خونیم? و فقط سرمون رو تکون می دیم و کف و سوت می کشیم که چه جمله های زیبایی؟! تازه اگه انقدر بفهمیم. اهل عمل هستیم؟

اشکال اشرف مخلوقات خیلی بیشتر از این حرفاست.بعضی وقتا با خودم فکر میکنم مگه مااشرف مخلوقات نیستیم?باید با چه خصوصیاتمون به دیگر مخلوقات فخر بفروشیم؟؟بعد یاده کتابای معارف وبینش اسلامی میوفتم که عقل وخصلت اختیار از روی خرد رو عامل تمایز انسان و دیگر مخلوقات میدونست.عقل...بمعنای دانستن?بمعنای قوه دریافت وادراک حسن و قبح اعمال?تمییز دادن نیک وبد.نیروی فهم وخیلی صفتای دیگه که میشه بهش نسبت داد.

اشرف مخلوقات بودن یعنی شریف تر ?لایق تر و والا مرتبه تر از هر آفریده شده ای !!پس ما چی کار داریم میکنیم؟؟چرا نمیتونیم از خواهش نفسمون بگذریم.یعنی یه وجود شریف و عاقل این قدرت رو نداره؟!!همیشه شنیدم و حتی بخودمم بارها گفتم انسان جائزالخطاست! ممکن الخطاست توجیح شدم که انسان مملواز عیب ونقصه. و با جنگیدن و سختی کشیدن در برابر همین هاست که به اوج می رسه حتی عقل انسان هم بی عیب نقص نیست! اما   باز به نتیجه نرسیدم چون تکرار خطا، نادانی وکم خردی رو ثابت میکنه !

برای ما هنوز خیلی راه مونده تا حداقل به این جمله که اشرف مخلوقاتیم پی ببریم..کاش حداقل بتونیم آبروی نظرکرده های خدا ?پیام آورانشو نبریم.

قرآن میگه شما به وظیفتون عمل کنید و به خدا اعتماد و توکل کنید. و لحظه ای دوباره غافل نشید و بر نگردید سر پله اولتون که دوباره از دنیا تون بت بسازید.

براستی که بهترین کاراعتماد به راه خدا وآیه های الهیه.غیرازین مگه میشه به تعلقات این سرا اعتماد کرد؟؟؟؟؟؟!!!!!!

ممنونم ازت که همیشه مطالبت تلنگری برای وجود ناچیزه منه.

باید بیشتر اندیشید. خیلی بیش ازاون که تاکنون تلاش کردیم و انجام دادیم

موفق باشی وهمیشه بنویس.

درپناه حق سما از وبلاگ من شب سکوت 


پنج شنبه 85 دی 14 , ساعت 1:3 عصر

این جمله در قالب پی.ام برایم آمد: دقت کنید. ؛احساس پشیمانی و نگرانی دائم از رویدادهای احتمالی آینده از مخرب ترین احساسات منفی انسان به شمار می رود؛

شاید اگر بدانیم که پرورگار ما چه تکلیفی برایمان تعیین کرده است گرفتار چنین نگرانی های بیهوده ای نشویم.

خداوند راجع به گذشته به ما تکلیف در توبه و انجام ندادن گناهان گذشته و ترک جدی آنها را خواسته و خارج از این، تکلیفی نداریم.

راجع به آینده نیز ما باید از خدا طلب عافیت کنیم. شنیدین؟ که در آخرین سجده نماز هم می گوییم :  ( یا ولی العافیه نسئلک العافیه عافیه (1) الدین و (2) الدنیا و (3) الآخره.)

ای صاحب عافیت از تو طلب عافیت می کنیم در دین و دنیا و آخرت به ما مرحمت کن.

البته اولیا خدا چیز دیگری طلب می کنند و همواره طلب درد می کنند که فهم این مسئله عقبه تجربه و درک عرفانی و سیر و سلوکی را می طلبد.


پنج شنبه 85 دی 14 , ساعت 1:3 عصر

http://www.baztab.com/news/55809.php

انتقاد وارد است و کاملا منطقی.
کاش را حل ها بررسی شوند
راهکار ها را برشماریم و عملی کنیم.
(این امر بسیار مهم است و بجا به آن اشاره شده) من معتقدم که اگر امام زنده بودند این نکته را بسیار مهم تلقی می کردند و پیگیری می کردند

اشاره: متن، بخشی از سخنرانی سید عباس قائم‌مقامی در تاریخ 21 آذر ماه 85، سه روز پیش از انتخابات مجلس خبرگان است که در مسجد دانشگاه تهران ایراد و به نقد فضای حاکم بر انتخابات مجلس خبرگان پرداخته شده است.
«بازتاب» برای جلوگیری از ایجاد شائبه تبلیغاتی، متن یادشده را پس از برگزاری انتخابات و برای آسیب‌شناسی فضای انتخابات، منتشر می‌کند.


فضای تبلیغاتی برای کاندیداهای مجلس خبرگان، هرگز برابر و عادلانه نیست. شرایط به گونه‌ای است که هرچند نامزدهای مختلف با سلایق و برنامه‌های گوناگون وارد عرصه رقابت انتخاباتی خبرگان شده‌اند، از هم‌اکنون کسانی که انتخاب خواهند شد و رأی خواهند آورد، قابل پیش‌بینی هستند. البته هرگز نمی‌خواهم بگویم که به فرایند رأی‌گیری و اجرای انتخابات اطمینانی نیست، بلکه منظورم این است که مستقلان و چهره‌های جدیدی که خود را در معرض رأی گذاشته‌اند، از هیچ‌گونه امکان معرفی و تبلیغ برخوردار نیستند و وقتی نتوانند با مردم ارتباط برقرار کنند بدیهی است که حضورشان در صحنه انتخابات بی‌اثر خواهد بود و در انتخاب مردم تأثیر نخواهد گذاشت.
http://www.baztab.com/news/55809.php


پنج شنبه 85 دی 14 , ساعت 1:3 عصر
راجع به انتخابات خبرگان و شوراها. عکس های جذابی بود. فقط من نمی دونم چرا خانوم های بد حجاب رای دادنشون انقدر باید جالب باشه.
قرآن مگه به ما دستور نداده که از کسانی که دستورات خدا رو زیر پا میگذارن
-نسبت به عمل اونها-  رو گردانی کنید و نشون بدید که کار زشت داره اشون سر میزنه؟
مگر نه اینکه بی حجابی منشا تمام فساد هاست؟ مگر نه اینکه (حرف من به درک) ائمه این همه سفارش کردن؟
ما ببینیم داریم با کی می جنگیم.
حرف هر کسی رو گوش دادیم و تو زندگیمون موثر بود و عمل کردیم و یا سعی کردیم که عمل کنیم, تابع و ولی اون هستین و بر عکس وقتی که حرف خدا و ائمه رو زیر پا میگذاریم یعنی داریم با خدا و اولیائش روی زمین کمر دشمنی می بندیم و پیمان و عقد بی احترامی به اونها و سیره اونها رو امضا می کنیم!؟
صابر طباطبائی یزدی
<   <<   6      

لیست کل یادداشت های این وبلاگ