سفارش تبلیغ
صبا
هرگاه بنده در دل شب با مولای خود خلوت کند و به مناجات پردازد، [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
 
پنج شنبه 86 آذر 29 , ساعت 5:40 صبح

اسرار توحید-ترجمه التوحید         478    »باب شصت و سیم«

در ذکر مجلس حضرت امام رضا(ع) با اهل

امام رضا (ع) فرمود که اى عمران چیز محالى گفتى در این گفتارت که کائن اول در وجهى از وجوه و راهى از راهها متغیر مى‏شود تا آن که بذات او برسد آنچه او را تغییر دهد اى عمران آیا آتش را مى‏یابى که تغیرش بغیر خود آن

                        اسرار توحید-ترجمه التوحید، ص: 479

باشد یا آیا حرارت را مى‏یابى که خود را بسوزاند یا آیا هرگز دیده را دیده که دیده خود را دیده باشد عمران گفت که این را ندیده‏ام اى سید من آیا مرا خبر نمیدهى که آیا آن جناب در آفریده است یا آفریده در او است (1) امام رضا (ع) فرمود که اى عمران از این بزرگوارتر است نه او را در آفریده است و نه آفریده در اوست و آن جناب از این برترى دارد و بزودى بتو چیزى را اعلام کنم یا تعلیم دهم که خدا را بآن بشناسى

و لا قوة الا باللَّه

مرا خبر ده از آینه که آیا تو در آنى یا آن در تو است پس اگر چنان باشد که هیچ یک از شما در صاحب خویش نباشید بچه چیز بآینه بر نفس خود استدلال میکنى عمران گفت بروشنى که در میان من و آنست امام رضا (ع) فرمود که آیا از این روشنى در آینه مى‏بینى بیشتر از آنچه آن را در چشم خود مى‏بینى عمران گفت آرى امام رضا (ع) فرمود که آن را بما بنما عمران هیچ جواب نداد حضرت فرمود پس من نور را نمى‏بینم مگر آنکه هر یک از تو و آینه را بر نفسهاى شما دلالت کرده است بى‏آنکه در یکى از شما باشد و این را مثالهاى بسیار است غیر از این که جاهل در آنها جاى سخنى را نمى‏یابد و نمیتواند که حرف زند و خدا را داستان برتر است بعد از آن حضرت بسوى مأمون التفات فرمود و فرمود که نماز حاضر شد و وقت آن آمد عمران گفت که اى سید من مسأله مرا بر من قطع مکن که دلم نرم شده امام رضا (ع) فرمود که نماز میکنم و بر میگردم پس آن حضرت بر پا شد و مأمون نیز بر پا شد امام رضا (ع) در درون نماز کرد و مردم در بیرون در پشت سر محمد بن جعفر نماز کردند بعد از آن هر دو بیرون آمدند و امام رضا (ع) بجائى که نشسته بود برگشت و عمران را طلبید و فرمود که اى عمران بپرس

 

التوحید للصدوق         65    435 باب ذکر مجلس الرضا علی بن موسى ع مع أهل الأدیان و أصحاب المقالات مثل الجاثلیق و رأس الجالوت و رؤساء الصابئین و الهربذ الأکبر و ما کلم به عمران الصابی فی التوحید عند المأمون

قَالَ عِمْرَانُ لَمْ أَرَ هَذَا أَ لَا تُخْبِرُنِی یَا سَیِّدِی أَ هُوَ فِی الْخَلْقِ أَمِ الْخَلْقُ فِیهِ قَالَ الرِّضَا ع جَلَّ یَا عِمْرَانُ عَنْ ذَلِکَ لَیْسَ هُوَ فِی الْخَلْقِ وَ لَا الْخَلْقُ فِیهِ تَعَالَى عَنْ ذَلِکَ وَ سَأُعَلِّمُکَ مَا تَعْرِفُهُ بِهِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ أَخْبِرْنِی عَنِ الْمِرْآةِ أَنْتَ فِیهَا أَمْ هِیَ فِیکَ-

                        التوحید للصدوق، ص: 435

فَإِنْ کَانَ لَیْسَ وَاحِدٌ مِنْکُمَا فِی صَاحِبِهِ فَبِأَیِّ شَیْ‏ءٍ اسْتَدْلَلْتَ بِهَا عَلَى نَفْسِکَ قَالَ عِمْرَانُ بِضَوْءٍ بَیْنِی وَ بَیْنَهَا فَقَالَ الرِّضَا ع هَلْ تَرَى مِنْ ذَلِکَ الضَّوْءِ فِی الْمِرْآةِ أَکْثَرَ مِمَّا تَرَاهُ فِی عَیْنِکَ قَالَ نَعَمْ قَالَ الرِّضَا ع فَأَرِنَاهُ فَلَمْ یُحِرْ جَوَاباً قَالَ الرِّضَا ع فَلَا أَرَى النُّورَ إِلَّا وَ قَدْ دَلَّکَ وَ دَلَّ الْمِرْآةَ عَلَى أَنْفُسِکُمَا مِنْ غَیْرِ أَنْ یَکُونَ فِی وَاحِدٍ مِنْکُمَا وَ لِهَذَا أَمْثَالٌ کَثِیرَةٌ غَیْرُ هَذَا لَا یَجِدُ الْجَاهِلُ فِیهَا مَقَالًا- وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى ثُمَّ الْتَفَتَ ع إِلَى الْمَأْمُونِ فَقَالَ الصَّلَاةُ قَدْ حَضَرَتْ فَقَالَ عِمْرَانُ یَا سَیِّدِی لَا تَقْطَعْ عَلَیَّ مَسْأَلَتِی فَقَدْ رَقَّ قَلْبِی قَالَ الرِّضَا ع نُصَلِّی وَ نَعُودُ فَنَهَضَ وَ نَهَضَ الْمَأْمُونُ فَصَلَّى الرِّضَا ع دَاخِلًا وَ صَلَّى النَّاسُ خَارِجاً خَلْفَ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ ثُمَّ خَرَجَا فَعَادَ الرِّضَا ع إِلَى مَجْلِسِهِ وَ دَعَا بِعِمْرَانَ فَقَالَ سَلْ یَا عِمْرَان


دوشنبه 86 آذر 12 , ساعت 8:53 صبح

امروز صبح قسمت شد که با خانوم ام برم تا حرم و زیارت کنم و بیام سر کار. زیارتی که وقتی دلم میشکنه و میرم اونجا به خودم تلقین می کنم که اینجا حرم مادرم زهراست. دیگه این حال، حال خودت نیست. دیگه این حرف ها مال تو نیست. فکر و زبون وصل میشه به ملکوت این عالم و حرف هایی میزنه و چیز هایی می خواد که تو خودت هم می دونی اینها مال تو نیست. تو در حد و اندازه ی این حرف ها نیستی. طلب می کنی، آخه شنیدی که دل شکسته، خواستگار داره. خواهان داره. مشتری دست به نقد پاش وایساده که هزار برابر داره می خره و طمع تو به اون نقدی که داری تجارت می کنی نمیرسه، که بخوای طمع کنی و بیشتر بخوای ازش پول بگیری. آخه سود بیشتر توی کار های مادی دنیایی، وقتی به ذهن میرسه که میبینی اگه انقدر مشتری می خواد سریع بخره دست نگه دارم؟!!! اما اینجا حرم حق است و هیچ کس را جز دلشستگان به این راحتی ها راه نمی دهند. پس هر چه می خواهی الان بخواه. سریع. از استغفار تا خیر دنیا و آخرت. تا عاقبت بخیری و سلامتی برای عبودیت و ...

حرم حضرت فاطمه ی معصومه سلام الله علیها


سه شنبه 86 مهر 3 , ساعت 3:26 عصر

در پست قبلی دوستی سر زده بودند و نوشته بودند که:"سید جان من خودم را سید و بی بی فاطمه ی زهرا را مادر خودم می دانم" ... و من نوشتم:"سلام علیکم! از آیت الله جوادی آملی در تفسیر سوره ی ابراهیم نقل می کنم که می فرمایند:"هر کس به این حدیث شریف و نورانی پیامبر را شنید و لبیک گفت و عمل و سیره ی ما را طی کرد از ماست" و تو  گوش بده به این حرف : "انا و علی ابواء هذه الامة" یعنی "من و علی پدران این امت هستیم".


پنج شنبه 86 شهریور 1 , ساعت 11:53 عصر

عبقات الانوار فى امامة الائمة الاطهار، مقدمه‏ج‏1، ص 3

انسان و نه هیچ مخلوق دیگر در هیچ مرحله از مراحل رشد قادر به دیدن و ادراک؛ حال با هر حسى را ندارد و هم قادر به تعریف و وصف خداى سبحان را ندارد

و اما عقل را براى درک جهان درجاتى است‏

چرا چون در عالم نیز علاماتى است‏

مومن باید با زندگى در دنیا ظرف پیدایش درجه اش مشخص شود و باید دنیا شاخص خوبى باشد براى اندازه گیرى عدالتمندانه ى انسان ها و و رساندن تک تک انها به منزل سزا و شایسته ى ایشان

اگر انسان به کمک عقلش فهمید که حق و باطل این است و راه شک را برگزید تا مدتى سرگردان وحیران است که این علامت از نشانه هاى مومن خارج است‏

مومنان نیز نباید از عاوالم غیب با خبر باشند زیرا هم در حال طى طریق همان مرحله اند و اگر گذشتند شاید به ایشان توان دیدن بهشت  و جهنم و یا حدى از درجات کشف و شهود داده شد

زیرا بالاترین درجه ى غیب را قرار نیست هیچ مخلوقى ببیند

پس براى اندازه گیرى و کسب درجه لازم بود در دنیا امتحاناتى از بشر گرفته شود و او به دنیا بیاید و در غطا باشد

و امام على ع باشد که همه ى این پرده ها براى او در درجات سیر فرو مى افتد  کسی نمی داند شاید فرو افتاده بوده از ابتدا

و کسى باشد که از بالا به پایین قبول مى کند که  خدا را نمى توان دید پیامبرى پیامبران را ایمان مى آورد و فرشته و امام زمان و قیامت و شاید در کسب ایمان روح دچار مشکل شود و

سقفی دارد و در هر قدم از طی طریق رشد می کند

عبقات الانوار فى امامة الائمة الاطهار    مقدمه‏ج‏1    3    جلد اول‏

                        عبقات الانوار فى امامة الائمة الاطهار، مقدمه‏ج‏1، ص: 3

 


چهارشنبه 86 تیر 27 , ساعت 8:45 صبح
روز گذشته حضرت آیت ا... جوادی آملی، در جلسه پایانی درس تفسیر پیش از محرم (25/10/85) در مسجد اعظم قم به تفسیر آیات 43 و 44 سوره نحل پرداختند و در پایان این درس اهمیت حضور علماء و روحانیان حوزه در مساجد و محافل مذهبی و تبلیغ امور دینی توسط آنان را یادآور شدند.

به گزارش موعود به نقل از  رجانیوز، استاد برجسته حوزه علمیه قم فرمدند: شرف این مملکت با حسین بن علی (ع) تأمین شد. همه میدانید بدنه ارتش ایران در آغاز جنگ که متلاشی بود، اگر نبود شوق و اشتیاق عاشورایی سپاهی و بسیجی همه چیز از دست رفته بود. یک وقتی در قم 90 شهید را برای تشییع آورده بودند. سخنران مراسم تشییع هم من بودم. برای تشیع در سر خیابان چهار مردان قم مادران شهید ایستاده بودند. این مادران شهید گویا فرزندانشان را به حجله دامادی میبرند. مادران به دنبال نعش جوانان؟! آخر مادر سر نعش فرزند آن هم ارباً اربا! (پیکر تکه و پاره؟!) آنجا بود که به خودم گفتم دین خدا را نه سخنرانی تو حفظ کرده و نه فلان فتوای عالم.
منبع : موعود
شنبه 86 اردیبهشت 1 , ساعت 1:8 عصر

نمی دانم که آرزوی زندگی در زمان امامان را داشته ای یا نه. اما من قدیم ها به خودم می گفتم که اگر راست می گویی باید با آنها و صحبت هایشان مانوس باشی. برای خوب بودن، به سبک و سیاقی که امامان می گویند هر وفت اراده و تصمیمی گرفتم با مشکلاتی مواجه شدم که در زندگی عادی آنها نبودند. وقتی می خواستم به دلخواه خودم زندگی کنم مشکلی نداشتم. مخصوصا با شیطان، انگار او کار خودش را کرده بود، به اینگونه که مرا دنبال خواسته ها و هوس هایم می فرستاد و می فرستند (الان هم). اما وقتی از طریق رادیو و یا تلویزیون با سخنرانی کسی که صحبت امامان را به گوشم میرساتد مواجه می شدم به خودم می گفتم: اگر راست می گویی کلام را گوش کن. تصمیم می گرفتم و با کوهی از مشکلات مواجه می شدم. وقت ها تنگ میشد. صداهای اذان به گوش نمی رسید و در یک کلام به وضوح می دیدم که کسی چوب لای چرخ بندگی می گذارد و کسی سنگ اندازی می کند. خوب که می نگریستم و تقکر عمیق بر مقدمات این دام ها میکردم، می یافتم که این دام ها از قبل برای خودم توسط خودم پهن شده بوده و من ...
زینب(س) از جنبه عبادت در حدّى بود که ... ادامه متن کلیک کنید ...

پنج شنبه 86 فروردین 30 , ساعت 8:22 صبح

"رضا ً به رضاک" گفتن ( که امام سوم (ع) در کربلا گفتند و در لحظه وصال ) کار ما نیست و اگر باشد هم سر ٌ است. نه؟ ( تو چی فکر می کنی) سر ٌی که می توانی از جمله ای دیگر رازش را دریابی که در نماز می گویی؟ کدام؟

یا ولی العافیه، نسئلک العافیه ... ما باید حالا حالا ها از خدا طلب عافیتی کنیم. مثل اون شاگردی که می دونه و از استاد می خواد که سوال ها رو ازش در حد فهمش سخت بپرسه. که اگر بخواد میتونه اون درس بندازتش و مردودش کنه. اما ...

"نیست" (که در خط اول ذکر شد ) نه اینکه محال است و نباید تلاش کرد. نه ! که این از حرف های جاهلان است که تلاش را مسدود میسازند اما ... یاد  گرفتم به این زودی ها نیاندیشم که دیگر خواندن نماز با حضور را فهم کردم بلکه واقعا هم همین طور است

این راه را نهایت صورت کجا توان بست    کز صد هزار منزل بیش از در بدایت

 و .... بلکه به قول حاج آقا:
یه حدیثی خواندند: کارها (برای خدا) هر چند که کم باشد اما تداوم داشته باشد پسندیده تر و مقبول تر است.


یکشنبه 85 اسفند 6 , ساعت 9:46 صبح

رنجها و فریاد های فاطمه(س)/ عباس قمی/محمد محمدی‌اشتهاردی/نشر ناصر

این کتاب ترجمه‌ای است از کتاب "بیت الاحزان فی مصایب سیده النسوان" اثر بی بدیل حاج شیخ عباس قمی معروف به محدث قمی.  نه مؤلف معرفی می‌خواهد نه اثر.   

"این لیست" ویژه حضرت زهرا(سلام الله علیها)

http://www.ketabnews.com/detail-1798-fa-81.html


یکشنبه 85 بهمن 29 , ساعت 4:36 عصر

امام علی علیه السلام می‌فرماید:
« بتقوی الله امرتم، و للإحسان و الطاعة خلقتم؛
به تقوی الهی امر شده اید و برای نیکو کاری و فرمانبرداری (از خدا) آفریده شده‌اید. »
نقل از صالحین

بقدر الکد تکتسب المعالی
و من طلب العلی سهر اللیالی


به اندازه‌ی سختی و مشقت بزرگی کسب می‌شود. و کسی که به دنبال بزرگی و علو است باید شب زنده‌داری کند.

هرکس در آنچه فراگرفته نیک بیندیشد، دانشش را استوار کرده است و آنچه را نفهمیده بفهمد . ( امام علی علیه السلام )

ثمره دانش، پرستش است . ( امام علی علیه السلام )
آیا ما در قبال دانش مان ثمره ای داریم؟

جوانمردى آبروها را پاسبان است و بردبارى بى خرد را بند دهان و گذشت پیروزى را زکات است و فراموش کردن آن که خیانت کرده براى تو مکافات ، و رأى زدن دیده راه یافتن است ، و آن که تنها با رأى خود ساخت خود را به مخاطره انداخت ، و شکیبایى دور کننده سختیهاى روزگار است و ناشکیبایى زمان را بر فرسودن آدمى یار ، و گرامیترین بى‏نیازى وانهادن آرزوهاست و بسا خرد که اسیر فرمان هواست ، و تجربت اندوختن ، از توفیق بود و دوستى ورزیدن پیوند با مردم را فراهم آرد ، و هرگز امین مشمار آن را که به ستوه بود و تاب نیارد . ( نهج البلاغه )


<      1   2      

لیست کل یادداشت های این وبلاگ