سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
از گمانهاى مردم با ایمان بپرهیزید که خدا حق را بر زبان آنان نهاده است . [نهج البلاغه]
 
سه شنبه 86 مهر 3 , ساعت 3:26 عصر

در پست قبلی دوستی سر زده بودند و نوشته بودند که:"سید جان من خودم را سید و بی بی فاطمه ی زهرا را مادر خودم می دانم" ... و من نوشتم:"سلام علیکم! از آیت الله جوادی آملی در تفسیر سوره ی ابراهیم نقل می کنم که می فرمایند:"هر کس به این حدیث شریف و نورانی پیامبر را شنید و لبیک گفت و عمل و سیره ی ما را طی کرد از ماست" و تو  گوش بده به این حرف : "انا و علی ابواء هذه الامة" یعنی "من و علی پدران این امت هستیم".


جمعه 85 بهمن 6 , ساعت 7:4 صبح

خدایا! در محضر تو دست به گناه زدم. یعنی تو را و حضورت را نادیده گرفتم. یعنی هواهای نفسم را از تو بزرگ تر و حاضر تر دیدم و برای همین فقط خودم را دیدم و خواته هاس نفسم را؟ از مال دنیا و پول و آسایش و مقام و شیک بودن و خارج و دیدن غرب و اینها من را گمراه کرد. جاهل بودم و نادان. چون جاهل ترین و نادان ترین مردم کسی است که یزرگی تو را نبیند. بار ها و بار ها با توبه های پی تر پی در لحظاتی که تو را حس می کردم، من را پذیرفتی و من بر جسارت خود افزودم تا به من فهماندی که این فقط تو هستی که میشه در درگاهت بار ها برگشت. بقیه یه بار دو بار!!! تو تا عمر داریم اگرم گناه کنیم و توبه کنیم و به گناه و بزرگی گناهمون در برابر حضور تو پی ببریم. باز هم ما رو می پذیری. جلوی چشم ما مادری هم قرار داری که خیلی شبیه به توئه و نه برای مادیات کار می کن و نه برای چیز دیگه. فقط واسش صلاح بچه اش مهمه. پس تو هم فقط برات صلاح ما مهم بوده و نیاز به هیچ کدوم از چیز هایی که به ما گفتی نداشتی.


پنج شنبه 85 دی 14 , ساعت 2:34 عصر

نماز .
وقتی می ایستم به سمت قبله و انتهای خط مکه رو تصور می کنم و یاد حرفی می افتم که مادرم در ?-? سالگی به من میزد. شاید 4 سالگی شاید هم کوچکتر. می گفت: صابر هر چی که هست رو، بنداز پشت سرت و دستت رو به این علامت بنداز پشت گوش ات. و بگو الله اکبر. و دیگه هر اتفاقی که افتاد نمازت رو نشکن چون این الله اکبر گفتن اسمش تکبیرالاحرام و تا سلام نماز اگر بشکنیش حرمت رو شکستی و محرماته.
اون موقع من فهمیدم که برای نشکستن حرمت نماز دو تا راه دارم . یا تکبیرالاخرام رو به تعویق بندازم و یا وقتی گفتم برای اتفاقات ساده روزمره نمازم رو نشکنم و حتی به دلیل این ارج و قربی که خدای من برای نماز قائله فکرم رو هم تا می تونم به معنای فارسی و چیزی که می فهمم به اندازه وسعم جلب کنم.
هنوز که هنوزه قبل از گفتن الله اکبر اول نماز تمام این حرف ها یادم میآد. نمیدونم بقیه حرفهایی که میزنم رو از کجا یاد گرفتم. ولی بیشترش از فکر روی شنیده هام از مادرم بوده و تفکر ِ دائمی به اونها تا یافتن جواب برای اونها که خودم رو قانع کنم.
به خودم میگم همه تعلقاتم رو در این لحظه به دنیا باید قطع کنی و فکر کنی که آخرین نمازته و تصور کنی که اگر مُردی و از اون دنیا نگاه کردی، نمازی خونده باشی که قربت به خدا رو از اون دنیا توش حس کنی و یا حداقل تلاشت رو و وظیفه ات رو انجام داده باشی. تعلقاتت و کارهای نیمه کارت رو مثل آدمی که دیگه مُرد فراموش کنی و نگرانی های کارهای نیمه انجام شده رو بندازی دور و برای اونها بعد از نماز راه حل پیدا کنی.
حس کنی روی کره ماه هستی و دنیا رو پشت سر گذاشتی. واسه چند دقیقه همه چی تموم شد!!!
این حرف هایی که به خودم میزنم.

نوشته شده در وبلاگ ( شنیده هایم از نماز ) توسط صابر طباطبائی یزدی در وبلاگ سابقم،
لطفا به آدرس 
http://namaz19.persianblog.com  مراجعه کنید.


پنج شنبه 85 دی 14 , ساعت 2:34 عصر

نماز .

وقتی می ایستم به سمت قبله و انتهای خط مکه رو تصور می کنم و یاد حرفی می افتم که مادرم ?-? سلگی به من میزد. می گفت: صابر هر چی که هست رو بنداز پشت گوشت. و بگو الله اکبر. و دیگه به ازای هر اتفاقی که افتاد نمازت رو نشکن چون این الله اکبر گفتن اسمش تکبیرالاحرام و تا سلام نماز اگر بشکنیش حرمت رو شکستی.

اون موقع من فهمیدم که برای نشکوندن حرمت نماز دو تا راه دارم . یا تکبیرالاخرام رو به تعویق بندازم و یا وقتی گفتم برای اتفاقات ساده روزمره نمازم رو نشکنم.

هنوز که هنوزه قبل از گفتن الله اکبر اول نماز تمام این حرف ها یادم میآد نمیدونم بقیه حرفهایی که میزنم رو از کجا یاد گرفتن ولی بیشترش از تکر روی شنیده هام بوده.

به خودم میگم همه تعلقاتم رو در این لحظه به دنیا باید قطع کنی و فکر کنی که آخرین نمازته و تصور کنی که اگر مردی و از اون دنیا نگاه کردی نمازی خونده باشی که قربت به خدا رو از اون دنیا توش حس کنی. تعلقاتت و کارهای نیمه کارت رو مثل آدمی که دیگه مرد فراموش کنی و نگرانی های کارهای نیمه انجام شده رو بندازی دور.

حس کنی روی کره ماه هستی و دنیا رو پشت سر گذاشتی.

این حرف هایی که به خودم میزنم.



لیست کل یادداشت های این وبلاگ