سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
و مردى از او خواست تا ایمان را به وى بشناساند ، فرمود : ] چون فردا شود نزد من بیا ، تا در جمع مردمان تو را پاسخ گویم ، تا اگر گفته مرا فراموش کردى دیگرى آن را به خاطر سپارد که گفتار چون شکار رمنده است یکى را به دست شود و یکى را از دست برود . [ و پاسخ امام را از این پیش آوردیم و آن سخن اوست که ایمان بر چهار شعبه است . ] [نهج البلاغه]
 
دوشنبه 98 دی 30 , ساعت 6:45 عصر

وا اماماه وا اماماه وا للشهید وا للحسین ایقضی ذبیحا ربیب الجلیل غریبا ینادی علی من معین فیاتی سداه یلبی النداه و واه حسین و واه حسین. یک تواشیحی بود توی دبیرستان ما در مسابقات منطقه ی شش سال 76 وقتی 16 سالم بود از طرف مدرسه ی علامه طباطبایی میخوندیم هر چی فکر میکنم که این تواشیح چرا هیچ اثری ازش توی اینترنت نیست و mp3 اش نیست و حتی متن شعرش هم نیست نمیفهمم چرا. چون یادمه معلم تواشیح ما میگفت این جزو بهترین گروه های تواشیح هست شاید اسم گروهش گروه تواشیح قدر بود که احیانا گروه عربی شاید گروه لبنانی بود. خیلی دوس دارم پیداش کنم . هر چی گوگل میکنم به چیزی نمیرسم. خیلی متن و آهنگش زیبا بود. خیلی شعر عالی درباره ی امام حسین بود. معلم ما میشنید و گاهی میزد زیر گریه های های و ایشون بود که عشق حسین رو به ما یاد داد طلبه ی پاکی بود خیلی دوس دارم ببینمش اون معلم تواشیح رو یک بار دیگه. بعد از 20 سال



لیست کل یادداشت های این وبلاگ