سفارش تبلیغ
صبا
[ و به فرزند خود حسن ( ع ) فرمود : ] پسرکم چهار چیز از من بیاد دار ، و چهار دیگر به خاطر سپار که چند که بدان کار کنى از کرده خود زیان نبرى : گرانمایه‏ترین بى‏نیازى خرد است ، و بزرگترین درویشى بیخردى است و ترسناکترین تنهایى خودپسندى است و گرامیترین حسب خوى نیکوست . پسرکم از دوستى نادان بپرهیز ، چه او خواهد که تو را سود رساند لیکن دچار زیانت گرداند ، و از دوستى بخیل بپرهیز ، چه او آنچه را سخت بدان نیازمندى از تو دریغ دارد ، و از دوستى تبهکار بپرهیز که به اندک بهایت بفروشد ، و از دوستى دروغگو بپرهیز که او سراب را ماند ، دور را به تو نزدیک و نزدیک را به تو دور نمایاند . [نهج البلاغه]
 
جمعه 90 بهمن 14 , ساعت 11:31 صبح

تاکید نویسنده ی این کتاب آقای جیم کالینز اینه که در تمام تحقیقاتش به این نتیجه رسیده که مدیران سازمان ها معمار سازمان بوده اند.

در صورتی که بیشتر مدیرانی که ما میبینیم حتی بصیرت لازم برای بعضی ابتدائیات رو ندارند. فقط من یه مثال میزنم : که تشخیص اینکه باید مدیریت دانش و مدیریت منابع انسانی داشته باشند رو از روی دست دیگران نگاه می کنند و مدیریت مسائل دیگر را تا وقتی استانداردی نبینند در سازمان خود نمی بینند.

من دارم سعی می کنم اشاره هایی از این کتاب رو در این وبلاگ داشته باشم و شما اگر دوست داشتید مطالب این وبلاگ را دنبال کنید.

در فصل دوم ص 60 مینویسد: والتن ، نقد وتشویق در حضور دیگران را همیشه انجام میداده. ص 63 می خوانید: پال گالوین ، مدیر موتورولا معمار زمینه ی فن آوری بوده که پس من و شمای مدیر باید انواع توانایی ها برای معماری و طراحی را داشته باشیم.

جیم کالینز می نویسه: حتی جنرال منیجرز General Manager ها هم باید دارای نبوغ طراحی و ارائه ی مدل و تشخیص و طراحی و تغییر در همه ی قسمت های خود باشند و داشتن توانایی و اجازه برای این کار را پیشفرض میداند

درصورتی که مدیران در جاهایی که ما میبینیم بیشتر یک مقام اعتباری دارند که فقط بر روی کار نیروهای خود (اگر) موثرند. که این مساله را هم در لفافه می گویم که بیشتر کارمندان هستند که مدیر خود را اداره می کنند.


 



لیست کل یادداشت های این وبلاگ