سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
خداوند به موسی علیه السلام وحی کرد : «نعمت هایم را به خلقم یادآوری کن، به آنان نیکی نما و مرا محبوبشان گردان که آنان، جز کسی را که به آنان نیکی نموده است، دوست نمی دارند».غایت آرزوی دوستداران [إرشاد القلوب]
 
چهارشنبه 86 دی 12 , ساعت 12:0 صبح

روضه کافى-ترجمه کمره‏اى    تحف العقول-ترجمه جعفرى         402    از سخنان امام رضا علیه السلام در شرح و بیان»اصطفاء« .....  ص : 400

از سخنان امام رضا علیه السّلام در شرح و بیان »اصطفاء«

 (2) چون حضرت رضا علیه السّلام به مجلس مأمون- که گروهى از علماى عراقى و خراسانى در آن گرد آمده بودند- حاضر شد مأمون پرسید: مرا از معنى این آیه آگاه سازید:

ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا: »سپس قرآن را به کسانى از بندگانمان که برگزیدیم میراث دادیم- فاطر: 32»؟ علماى حاضر در مجلس گفتند: مراد خداوند ]از بندگان برگزیده[ تمامى امّت است مأمون گفت: اى أبو الحسن نظر شما چیست؟

فرمود: با آنان هم عقیده نیستم بلکه مى‏گویم: مراد خداوند تبارک و تعالى از بندگان برگزیده همان عترت طاهره پیامبر علیهم السّلام بوده است مأمون گفت: چطور نظر خداوند تنها عترت بوده نه امّت؟

حضرت علیه السّلام فرمود: اگر مراد خداوند تمام امّت بود همه آنان اهل بهشت بودند بنا بر فرمایش خداوند: فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَیْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبِیرُ: »پس از ایشان برخى بر خود ستمکار بودند و برخى میانه‏رو و از ایشان برخى به خواست و فرمان خدا به نیکیها پیشى‏گیرنده‏اند این است فزونى و بخشش بزرگ- فاطر: 32» سپس خداوند ]در ادامه آیه[ تمام آنان را اهل بهشت قرار داده و فرموده: جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَها:

 »بهشت‏هائى پاینده که در آنها درآیند- فاطر: 33» در نتیجه وراثت از آن عترت طاهره است نه دیگران سپس امام رضا علیه السّلام فرمود: ایشان همان کسانند که خداوند در قرآن این گونه وصفشان فرموده که: إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً: »همانا خداوند میخواهد از شما اهل بیت )خاندان پیامبر( پلیدى را ببرد و شما را پاک کند- احزاب: 33» و اینان همان کسانند که پیامبر در باره ایشان فرموده: »من دو چیز گرانبها و نفیس را در میان شما باقى مى‏گذارم: کتاب خدا و عترتم‏؛ یعنى اهل بیتم که آن دو تا در کنار حوض بر من وارد نشوند هرگز از یک دیگر جدا نخواهند شد بنگرید پس از من چگونه رفتارى با آن دو خواهید داشت؟! اى مردم به ایشان چیزى نیاموزید زیرا از شما عالمتر و داناترند«. (1) علما گفتند: اى أبو الحسن به ما بگو: آیا »عترت« همان »آل« است‏؛ یا شامل افراد دیگرى نیز مى‏شود؟ حضرت فرمود: »آل« همان ایشانند علما گفتند: پس این فرمایش نقل‏شده پیامبر است که فرموده: »امّت من آل من هستند« و حدیث مستفیض «1» غیر قابل انکار دیگرى است که صحابه آن را نقل کرده‏اند که: »آل محمّد امّت اویند«.  حضرت علیه السّلام فرمود: به من بگوئید: آیا صدقه بر آل محمّد صلّى اللَّه علیه و اله و سلّم حرام است یا خیر؟ گفتند: آرى فرمود: بنا بر این صدقه بر امّت حرام است؟ گفتند: خیر فرمود: این یک تفاوت میان »آل« و »امّت« است خدا به شما رحم کند؛ آخر شما را به کجا میبرند آیا از قرآن روى گردان شده‏اید یا از حدّ تجاوز کرده‏اید؟! مگر نمیدانید که مسأله »وراثت« و »طهارت« «2» در باره آن برگزیدگان هدایت یافته است نه دیگران؟! گفتند: این مطلب را از کجا میگوئى اى أبو الحسن؟

فرمود: با استناد به این فرمایش خداوند که: لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً وَ إِبْراهِیمَ وَ جَعَلْنا فِى ذُرِّیَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَ الْکِتابَ فَمِنْهُمْ مُهْتَدٍ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ: »هر آینه نوح و ابراهیم را فرستادیم و در میان فرزندانشان پیامبرى و کتابى نهادیم پس برخى‏شان ره یافته گشته و بسیارشان از فرمان ]حقّ[ بیرون شدند- حدید: 26». در نتیجه وراثت نبوّت و کتاب مختصّ راه یافته‏گان شد نه فاسقان مگر خبر ندارید که نوح از پروردگارش درخواست کرد و گفت: رَبِّ إِنَّ ابْنِى مِنْ أَهْلِى وَ إِنَّ وَعْدَکَ الْحَقُّ:

 »پروردگارا پسرم از خاندان من است و بى‏شکّ وعده تو راست است- هود: (45 (1» و این همان وعده خداوند در رهائى او و خانواده‏اش بود پس خداوند تبارک و تعالى این گونه پاسخش گفت: إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صالِحٍ فَلا تَسْئَلْنِ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّى أَعِظُکَ أَنْ تَکُونَ مِنَ الْجاهِلِینَ: »او از خاندان نبوّت تو نیست او ]را[ کردارى ناشایسته است پس چیزى را که از آن بى‏خبرى از من مخواه من تو را پند مى‏دهم که مبادا از نابخردان باشى!- هود: 1) .­46) پس مأمون گفت: آیا خداوند عترت را در آیات محکم کتابش بر سایر مردم برترى داده است حضرت علیه السّلام فرمود: بى‏شکّ خداوند عزیز و جبّار عترت را در آیات محکم کتابش بر سایر مردم برترى داده است مأمون پرسید: این مطلب در کجاى قرآن است؟<**ادامه مطلب...**>

گفت: در این کلام خداى تعالى: إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِینَ×  ذُرِّیَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ: »همانا خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برگزید× فرزندانى که برخى‏شان از برخى دیگرند )یعنى: فرزندانى که از پدران برگزیده زاده شده‏اند و در پاکى همانند دیگرند(- آل عمران: 33 و 34» و در آیه‏اى دیگر فرموده: أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً: »بلکه به مردم براى آنچه خدا به ایشان از فزونى و دهش خویش ارزانى داشته رشک و حسد مى‏برند همانا ما به خاندان ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و ایشان را فرمانروائى بزرگ بخشیدیم- نساء: 54» سپس روى سخن را متوجّه سایر مؤمنان ساخته و فرموده: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِى الْأَمْرِ مِنْکُمْ: »اى کسانى که ایمان آورده‏اید خداى را فرمان برید و پیامبر و صاحبان امر را که از شمایند- نساء: 59» یعنى همان کسانى که کتاب و حکمتشان از سخنان امام رضا علیه السلام در شرح و بیان»اصطفاء« .....  ص : 400 بخشیده و بنا بر آیه شریفه: أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ الایة« بخاطر آن دو )کتاب و حکمت( مورد حسد دیگران واقع شدند و منظور خداوند اطاعت از برگزیدگان و پاکان است و مراد از ملک و پادشاهى در این آیه همان اطاعت از ایشان مى‏باشد. (1) علما گفتند: آیا خداى تعالى مسأله »اصطفاء« )برگزیدن و انتخاب( را در قرآن تفسیر کرده است؟

فرمود: برگزیدن را- جز در موارد باطن و تأویل- در ظاهر قرآن در دوازده آیه تفسیر فرموده نخستین آیه این فرمایش الهى است که: وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ ]و رهطک المخلصین[: »و خویشاوندان نزدیک و گروه مخلص خود را بیم ده- شعراء: 214» و این آیه این گونه در قراءت أبىّ بن کعب بوده است )یعنى:

همان قسمت که ما بین کروشه نوشته شده( و نیز در قرآن عبد اللَّه بن مسعود ثبت بوده پس چون عثمان‏؛ زید بن ثابت را دستور به گردآورى قرآن داد این کلام را حذف کرد و این مقامى است رفیع و فضلى است عظیم و شرافتى است والا و بلند مرتبه‏؛ آنگاه که خداوند عزیز و جلیل با این کلمه آن را مورد نظر قرار داد. این یکى.

و آیه دوم در ]تفسیر[ اصطفاء و برگزیدن‏؛ این کلام الهى است: إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً: »همانا خداوند مى‏خواهد از شما خاندان پیامبر پلیدى را ببرد و شما را پاک کند پاکى کامل- احزاب: 33» و این فضیلتى است که جز فرد معاند هیچ کس آن را انکار نمى‏کند زیرا فضیلتى است روشن.

و بنا بر نسخه بدون »لا«: و این فضیلتى است که حتى فرد معاند هم آن را ردّ و انکار نمى‏کند. ]و این دوم[ و آیه سوم آن زمان است که خداوند پاکان از خلق خود را جدا نموده و به پیامبر در آیه »ابتهال« این گونه فرمود: فَقُلْ )یا محمّد( تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبِینَ: »اى محمّد( بگو: بیائید تا ما و شما پسران خویش و زنان خویش و خودمان و خودتان را بخوانیم آنگاه دعا و زارى کنیم و لعنت خداى را بر دروغگویان بگردانیم- آل عمران: 61» پس ]از این فرمان[ پیامبر صلّى اللَّه علیه و اله و سلّم علىّ و حسن و حسین و فاطمه علیهم السّلام را بیرون آورده و ایشان را با خود همراه ساخت. آیا شما میدانید معناى این قسمت از آیه: وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ چیست؟ علما گفتند: پیامبر خودش را در نظر داشته است امام علیه السّلام فرمود: خطا کردید جز این نیست که منظور پیامبر علىّ بوده و از جمله آنچه بر این مطلب دلالت مى‏کند همان فرمایش پیامبر صلّى اللَّه علیه و اله و سلّم است هنگامى که به قبیله بنو ولیعه فرمود: »بنو ولیعه دست از این کار بردارند یا فردى همانند خودم را بسویشان روان مى‏کنم!« یعنى: على را پس این یک خصوصیّتى است که هیچ کس بر آن پیشى نجسته و فضلى است عارى از هر مخالف و شرافتى است که مخلوقى بر آن سبقت نگیرد چرا که پیامبر نفس على را همچون نفس خود شمرده. این سوم. (1) و امّا چهارم که پیامبر همه مردم جز عترت خود را از مسجدش بیرون ساخت و کار بگونه‏اى شد که مردم معترض شدند و از جمله عبّاس )عموى پیامبر( نیز اعتراض کرده و گفت: اى رسول خدا همه ما را خارج ساختى و على را باقى گذاردى؟! پیامبر صلّى اللَّه علیه و اله و سلّم فرمود: »این من نبودم که شما را خارج ساخته و او را باقى گذاردم بلکه خدا چنین کرد« «1» و این مطلب روشنگر سخن پیامبر صلّى اللَّه علیه و اله و سلّم است که به على علیه السّلام فرمود: »موقعیّت تو بنزد من همچون موقعیّت هارون است نسبت به موسى«.

علما گفتند: این فضیلت در کجاى قرآن است؟ فرمود: در این موضوع آیه‏اى از قرآن آورده و بر شما خواهم خواند گفتند: بیاور فرمود: این کلام خداوند عزیز و جلیل: وَ أَوْحَیْنا إِلى مُوسى وَ أَخِیهِ أَنْ تَبَوَّءا لِقَوْمِکُما بِمِصْرَ بُیُوتاً وَ اجْعَلُوا بُیُوتَکُمْ قِبْلَةً: »و به موسى و برادرش )هارون( وحى کردیم که براى قوم خود در مصر خانه‏هائى آماده سازید و خانه‏هاى خود را مقابل هم قرار دهید- یونس: 87» پس این آیه نشانگر منزلت هارون نسبت به موسى علیه السّلام و نیز بیانگر جایگاه على نسبت به پیامبر علیهما السّلام است و افزون بر این دلیلى روشن و آشکار در این سخن پیامبر است که فرمود: »بدرستى ]عبور از[ این مسجد براى هیچ جنب و حائضى حلال نیست مگر براى محمّد و آل محمّد« علما گفتند: این شرح و این بیان در هیچ جا جز نزد شما اهل بیت یافت نمى‏شود! حضرت علیه السّلام فرمود: چه کسى منکر این فضیلت ما است در حالى که رسول خدا صلّى اللَّه علیه و اله و سلّم مى‏فرماید: »من شهر دانشم و على باب آن شهر است پس هر کس که قصد شهر علم کند باید از آن درب وارد شود« بنا بر این در توضیح و شرحى که از فضل و شرف تقدّم و اصطفاء و طهارت ابراز داشتیم هیچ کس جز فرد معاند منکر آن نیست و خداوند عزیز و جلیل را بر این منزلت حمد و سپاس گویم. این هم چهارم. (1) و أمّا پنجم: این سخن خداى عزیز و جلیل است: وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ: »و حقّ خویشاوند را بپرداز- إسراء: 26» این آیه برخوردار از خصوصیّتى است که خداوند عزیز و جبّار ایشان را بدان مخصوص داشته و از میان امّت برگزیده پس هنگامى که این آیه بر رسول خدا صلّى اللَّه علیه و اله و سلّم نازل شد گفت: »فاطمه را به نزدم فراخوانید و چون فاطمه را فراخواندند بدو گفت: اى فاطمه گفت: بفرمائید اى رسول خدا فرمود: بى‏شکّ »فدک« از جمله غنائمى است که بى‏جنگ و نبرد بدست آمده و لذا ]طبق حکم خدا[ آن براى من است نه مسلمانان و بدین خاطر من آن را- بنا بدستور خداوند- بتو بخشیدم پس آن را براى خود و فرزندانت برگیر«. این هم پنجم.



لیست کل یادداشت های این وبلاگ