سفارش تبلیغ
صبا
برترینِ فریضه ها و واجب ترین آنها برانسان، شناخت پروردگار و اقرار به بندگی اوست [امام صادق علیه السلام]
 
دوشنبه 86 خرداد 7 , ساعت 1:48 عصر

دین تنها به خانه و مسجد محدود نمی شود و شریعت اسلام، زندگی روزمره و اقتصاد و روابط اجتماعی و سیاسی را هم شامل میشود. بلی درست است، اگر دین داران خانه نشین باشند و الله را بپرستند، فبها المراد، اما اگر مرجعیتی مثل امام و رهبری و ولایت فقیهی مثل جمهوری اسلامی 30 ساله از ایرانی فقیر، از اقتصادی نوکر، ایرانی ساخته است که ابرقدرت ها تمام توانشان به اندازه ی بال مگس هم نمی تواند آن را آزار دهد، برای انسانهای بی خدا که پیرو سلیقه ها و هواهای نفس هستند و غرب و فسادش را می خواهند‍، فرق میکند که جامعه ی اسلامی باشد یا نه؟!!! صدمه به اجتماع مادی پرستان زده میشود، اگر مسلمان در خانه اش روزی 17 رکعت نماز بخوانند یا 51 رکعت، آزاری به آنها نمی رسد، آنها خوب درک کرده اند که دین اسلام و مذهب تشیع را نمی توان در حد عبادت خدا نگاه داشت زیرا خداوند، اسلام را برای جانشینی خلیفه هایش فرستاده و خاتم رسل و کتاب را برگزیده.

به فرموده ی امام خمینی اگر مسیح هم در خانه مینشست و دعا و نماز می خواند و یا فوقش به کلیسا برای عبادت میرفت، هیچ وقت او را تا پای چوبه ی دار نمی آوردند تا به اذن خدا کس دیگری که شبیهش بود را به صلیب بکشند و خود او در پس پرده ها به غیبت برود و با امام زمان (عج) دنیا را به صلح برسانند(آنها منجی ستمدیده ها و مستضعفین در آخر الزمان هستند).

آیا دینی که برای اهداف سیاسی از جانب خدا برای بشر فرستاده شده و مذهبی که 12 امامش همگی ادعای خلافت و نجات بشریت را دارند و داشتند و خواهند داشت (تا روزی که این عالم به پاست) و تا ابد سعادت بشری را ضامن می شدند و همواره با سیاست در هم آمیخته بوده را میتوان یک دین فردی پنداشت؟ پاسخ منفی است، فرهنگ دین در جامعه، نفوذ خواهد کرد و فرهنگی ناب را به جامعه به ارمغان خواهد آورد، فلسفه را رشد و علم دوستی را بالندگی خواهد داد، شایسته سالاری را با تزکیه همراه خواهد کرد، قدرت را در جامعه به دست آحاد جامعه خواهد داد و جامعه ای با ارزش های اخلاقی و دستوراتی مطابق فطرتش دارد. زیبایی های جامعه و زیبارویان جامعه را به دلخواه خودشان با چادر سیاه و یا روسری زینت خواهد کرد و مردم را به جای دعوت به صرف وقت و انرژی و فکر در دامن زدن به خوی هوسرانیشان و تحریک بیش از حد آن، جهت دهی مناسب و مطابق با آفرینش انسان می دهد و هیچ اجباری در انتخاب اینکه کدام لباس (مانتو و یا چادر ) را بپوشند، ندارد و فقط به مردم می گوید، جوری بپوشید که کسی که مورد هجوم شیطان است، خوراکش مردم و زن و فرزند دیگران نباشد و یا مومنی که در جستجوی تقواست و می خواهد با پوشاندن چشم خود از آنچه خدا برایش ناپسند دانسته، رضایت خدا و راحتی و آرامش خود را فراهم کند و دستورات الهی که مخالف است با اینکه در آن جامعه با دادن آزادی بیش از حد و غیر مشروع به زنانی که غیرت از خانواده شان و درونشان رخت بربسته است، و می خواهند صلب آسایش دیگران را کنند

از تلف کردن وقت انسان ها برای سیراب کردن غریزه ای که سیری ناپذیر است، آنها را بر حذر می دارد و به رفتار و نگاه وزندگی انسانی دعوت می کند و می خواهد که در این دستورات متفکرانه بیاندیشد که آیا وقتی رعایت نمی کرد آرام بود؟ یا الان؟

استعداد های او را بارور می سازد.آری، از نگاه به زن و دختر دیگران نهی می کند. چون جامعه ای که بر اساس تعادل جلو رود دیگر بیش از پیش خود را از دنیا دور نمی کند و بیش از پیش او را به ارضای شهوات و امیال حیوانی اش نمی برد. حق اندیشیدن  و سوال کردن و انتقاد به مردم می دهد، جامعه را به جامعه ای پرتکاپو تبدیل خواهد کرد که فقط مغز های غرب زده و بیگانه پرستاز آن فرار خواهند کرد و وطن پرست و عاشق را غربال می کند و انرژی هسته ای بومی تولید می کند، جامعه ای که نیروهای غیرمفید و مخرب از آن فرار خواهند کرد ، جامعه ای که همه به فکر خویشند و هیچ کس فکر جامعه و اجتماع در بعد کلان آن نیست، جامعه ای که همه از هم میدزدند، جامعه ای که تفکر و هارمونی و زیبایی ارزش خود را از دست خواهد داد و هرکه ریشش بیش،بامش بیشتر خواهد شد و در نهایت  جامعه ای که یک بیمار عقب مانده روانی رهبریت آنرا بر عهده خواهد گرفت و جامعه ای که از آن خمینی، شیخ فضل الله نوری، نواب صفوی، مدرس، رفسنجانی، جنتی و خاتمی بر خواهند خواست و طرفدارانی پیدا خواهند کرد. جامعه ای که عکس انسانها بر روی ماهش خواهد افتاد، جامعه ای که مردمش با توکل به خدا و توسل به ائمه خلیفه ی خدا بر زمین را معنی خواهند کرد.

امام خمینی(ره) تنها میتوانست در یک اجتماعی که مردم خردمند و خردگرا هستند ظهور کند، چون خرد نعمتی از جانب خداست که باید در راه خدا کار کند و انسان را همانند مرکبی به مقصد برساند. او ظهور و تجلی خدا بود در زمانی که تنها مدعی نجات بشر یعنی شیعه دیگر نتوانست بیش از این گوهر خود را با اخلاق برآمده از خوی حیوانی انسانی و خردگرایی بی خدا و بی عفت نجس کند.



لیست کل یادداشت های این وبلاگ