سفارش تبلیغ
صبا
بدترینِ برادرانت، کسی است که تو را به باطل، خشنود سازد . [امام علی علیه السلام]
 
پنج شنبه 85 دی 14 , ساعت 3:31 عصر

به نام خدا

درد دل نمی کنم

... ادامه

اون ابتدا گفتم از تلویزیون و سرما خوردگی ام بگویم. از سرما خوردگی که گفتم. گفتم من را یاد پیری و کهنسالی می اندازه. یاد حرف های دکتر سینما و دانشگاه افتادمالان اسمشونو یادم نیست اما دیشب تلویزیون توی برنامه سینما ماوراء از دکتر دیگری که استاد روانشناسی و زبان انگلیسی در دانشگاه بریتیش کلمبیا هستن دعوت کرده بود. و راجع به فیلم ایوان ... به نام ... حرف میزدن همین استاد هفته قبل توی همین برنامه در نقد فیلم پروانه که داستان و سرگذشت پیر و نوه اشه یه حرفی راجع به پیری زد. گفت زیبا ترین و پر شکوه ترین دوران زندگی هر انسانیه و توی اون سن هر آدمی بسان کودکی از چهره اش می خوانیم که چقدر معصوم است گویا که اصلا گناهی از او سر نزده و فارق از هر گونه شیله پیله ای هستش. هفته قبل هم توی فیلم سینمایی که گویا آخرین کار منوچهر نوذری قبل از فوتشون بود همین هنرمند وسط فیلم توی دیالوگش گفت:"تا جوونی منتظری. و به این فکر می کنی که منتظر چی هستی و به خودت میگی منتظر اینم که کی ازدواج می کنم . سپس ازدواج که می کنی به این فکر می کنی که منتظر بچه ام هستم و بزرگش می کنم سپس منتظر ... تا روز های آخر عمر که همش به این فکر می کنی که منتظر مرگ هستم تا دمی دیگر شاید نباشم."

الهی شکرت که امروز هم نوشتم.



لیست کل یادداشت های این وبلاگ